با هفتا آسمون پر از گلهاي ياس و ميخك
با صد تا دريا پر از عشق و اشتياق و پولك
يه قلب عاشق با يه حس بي قرار و كوچك
فقط مي خوام بهت بگم دوست دارم تا هميشه
زيبا ترين حرفت را بگو
چرا كه ترانه ي ما
ترانه ي بيهودگي نيست
چرا كه دوست داشتن تو حرفي بيهوده نيست
دوست دارم اي هميشه جاري
توي رگ هام
چرا لاله یه شب رفت و
به باغ قصه ها سر زد![]()
بگو با من , بگو ای یار
که تکلیف شقایق چیست؟![]()
بگو با من, بگو ای یار
که این تنهای عاشق کیست؟![]()

که این شهر مردمانی دارد
که عاشق نامیده می شوند
در این شهر رودی است
که مهر از آن جاری می شود
که این رود به رودخانه ای می رسد به نام محبت
که هر کس از آب این رودخانه بنوشد از محبت لبریز می شود
و این رودخانه به جای دیگری نیز می رود
که به آن دوست داشتن می گویند

نگاهت بيانگر راز دلت نبود ! کاش اينچنين بود. نمي دانم رفتنت را ، به پاي کدامين گناه خود بگذارم ؟ عشقم ؟ صداقتم ؟ شايد هم صميميتم ؟بگو تا بدانم ! من که تو را بارها و بارها از آن خود دانستم ، حال چگونه باور کنم که مرا براي هميشه تا ابد و قيامت ترک کرده اي !
.
.
.
چگونه باور کنم ؟؟؟
من چون تويى دارم
وتو چون خودى ندارى
خوش به حال من ودريا و غروب و خورشيد
و چه بي ذوق جهاني كه مرا با تو نديد
رشته اي جنس همان رشته كه بر گردن توست
چه سروقت مرا هم به سر وعده كشيد
به كف و ماسه كه نايابترين مرجان ها
تپش تبزده نبض مرا مي فهميد
آسمان روشني اش را همه بر چشم تو داد
مثل خورشيد كه خود را به دل من بخشيد
ما به اندازه هم سهم ز دريا برديم
هيچكس مثل تو ومن به تفاهم نرسيد
خواستي شعر بخوانم دهنم شيرين شد
ماه طعم غزلم را ز نگاه تو چشيد
من كه حتي پي پژواك خودم مي گردم
آخرين زمزمه ام را همه شهر شنيد
دلم گرفته است
دلم گرفته است
به ايوان مي روم و انگشتانم را
بر پوست كشيده شب مي كشم
چراغهاي رابطه تاريكند
چراغهاي رابطه تاريكند
كسي مرا به آفتاب
معرفي نخواهد كرد
كسي مرا به ميهماني گنجشكها نخواهد برد
پرواز را به خاطر بسپار
پرنده مردني است
امیدوارم که شما دوستان از این وبلاگ خوشتون بیاد
دوستار شما مهدی
تولد مولود کعبه حضزت علی(ع) را به شما دوستان تبریک میگم![]()
به وبلاگ من خوش آمدید![]()
امیدوارم مورد توجه شماقرار بگیره![]()
با تشکر ![]()
![]()
مهدی غلامی![]()
| عشق | |
|
-عشق اقیانوس وسیعی است که دو ساحل را به یکدیگر پیوند می دهد -عشق گلی است که در زمین اعتماد می روید |
| عشق | |
|
*عشق. فراموش کردن خود در وجود کسی است که همیشه و در همه حال ما را به یاد دارد* |
| تنها تو | |
|
گویی خورشید گرمای خود را از دست داده است و گل های سرخ عطری ندارند و ستارگان دیگر نمی خوانند آن گاه که چشم می گشایم و می بینم با تو نیستم |



















خوش آمدید
گوش کن٬ در کوچه پس کوچه های ذهنت٬ صدای چکیدن قطره آب بر شیشه زندگی ام را می شنوی؟
گوش کن٬ تو سزاوار شنیدنی هستی که با اشک و آب و باد به هم آمیخته است.
شب است و سراب است و بیداری.
بی انتهاترین آوازی که بشر بر پرده زمان خود آویخته و سزاوار است که تو بدانی و گوش کن٬ صدای بودن است که می آید٬ بی آن که تو حتی برای لحظه ای...
زندگي بي نهايت تكرار است ومن سرگردان از اين تكرار.............
ه عشق ورزيده اند، دست افشانده اند
پس هر لحظه را به گونه اي زندگي
كن كه گويي واپسين لحظه زندگي است كسي چه مي داند شايد اين آخرين لحظه باشد پس عشق بورزيم و زيبا زندگي كنيم
و چنان انسان باش و چنان زندگي كن كه اگر تمام انسانها اينگونه باشند و اينگونه زندگي كنند، زمين، بهشت خداوند لقب گيرد

توی غربت چشات چیزیه که نمی خوام بدونم
چون برق چشاتو دوست دارم
ان نگاهاتو دوست دارم
لحظه لحظه هاتو دوست دارم
درد دلاتو دوست دارم
تموم قصه هاتو دوست دارم
عطر نفساتو دوست دارم
اواز صدا تو دوست دارم
این منم با تموم وجود
میگم به خدا دوست دارم
چند بیت شعر پرمعنا اگر لذت ترك لذت بداني غمي خواهم كه غمخوارم تو باشي![]()
![]()
![]()
دگر شهوت نفس لذت نخواني
از سينه تنگم دل ديوانه گريزد
ديوانه عجب نيست كه از خانه گريزد
عاشقي پيداست از زاري دل
نيست بيماري چو بيماري دل
روزاحباب تو نوراني الي يوم الحساب
روزاعداي تو ظلماني الي يوم القيام
ديوانه كرد آرزوي وصل او مرا
از سر برون نميرود اين آرزو مر
گفتمش نقاش را نقشي بكش از زندگي
با قلم نقش حبابي بر لب دريا كشيد
آنكةعاشقانةخنديدخندهاي منودزديد
پشت پلك مهربوني خواب يك توطئةميديد
توراميبينم وميلم زيادت ميشود هردم
توراميبينم ودردم زيادت ميشود دردم
هركسي هم نفسم شددست آخرقفسم شد
منه ساده بخيالم كه همه كاروكسم شد
نيازارم ز خود هرگز دلي را
كه مي ترسم در آن جاي تو باشد
گر بي خبر آمديم به كوي تو، دور نيست
فرصت نيافتيم كه خود را خبر كنيم
گرچه میدانم نميآيد،ولي هردم از شوق
سوي درميآيم و هرسو،نگاهي میکنم
از سوز محبت چه خبر اهل هوس را
اين اتش عشق است نسوزد همه كس را
آورم پيش تو از شوق پيام دگران
گويمت تا سخن خويش به نام دگران
من بخال لبت اي دوست گرفتار شدم
چشم بيمار تو را ديدم و بيمار شدم
گاه گاهي به من ازمهر پيامي بفرست
فارغ ازحال خود و جان و جهانم مگذار
دلي خواهم كه دل آزارم تو باشي
گر نرخ بوسه را لب جانان به جان كند
حاشا كه مشتري سر مويي زيان كند
گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو
گر هست بگو نيست بگو راست بگو
صبر در جور و جفاي تو غلط بود غلط
تكيه بر عهد و وفاي تو غلط بود غلط
گرچه هرلحظه زبيداد تو خونين جگرم
هم بجان توكه ازجان بتو مشتاق ترم
غير از غم عشق تو ندارم , غم ديگر
شادم كه جز اين نيست مرا همدم ديگر
دل كه آشفته روي تو نباشد دل نيست
آنكه ديوانه خال تو نشد عاقل نيست
زدرد عشق توبا كس حكايتي كه نكردم
چرا جفاي تو كم شد؟شكايتي كه نكردم
تو كيستي،كه اينگونه،بي تو بي تابم؟
شب از هجوم خيالت نمي برد خوابم
بشنو از ني چون شكايت ميكند
از جداييها حكايت ميكند
![]()
![]()
![]()
به یادم داشته باش
هنوز هم فراموشت نکرده ام
بااین که فراموش شده ام
هنوز هم صدایت را می شنوم
با این که صدایم نکرده ای
هنوز هم همه جا می بینمت
با این که به دیدنم نیامده ای
هنوز هم با عشق تو پا بر جام
با این که خودت را زیر بار
عشق دیگری شکسته ای
هنوز هم همان طور مقدس دوست میدارمت
با این که زندگی خود را
به تباهی کشانده ای
هنوز هم چشمانی به اشتیاق نگاهت منتظرند
با این که چشم به چشم دیگری دوخته ای
هنوز هم دلواپس دل نگرانی های توام
با این که از همه ادما بریده ای
هنوز هم نمی توانم گرد غم رو
روی صورتت تحمل کنم
با این که شنیده ام خودت را باخته ای
هنوز هم دوست دارم شانه ام
تکیه گاهی برای شانه ات باشد
با این که شانه هایم
زیر بار این عشق شکسته است
هنوز هم از امید حرف میزنم
با این که تو از زندگی خدا حافظی کرده ای
هنوز هم نمیدانم دست سرنوشت
چرا گره دوستی ما را گسست
با این همه میدانم
من هنوز به تو ایمان دارم و تو
امروز یاداور روز دردناکی است.
امروز شنيدم كه رفته اي
و دلم باز شكست
و تنم باز گريست
گریست
گریست
و نگاهم پي ياري گم شد
من چه تلخم امروز
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
بوسه يعنی وصل شيرين دو لب
بوسه يعنی خلسه در اعماق شب
بوسه يعنی مستی از مشروب عشق
بوسه يعنی آتش و گرمای تب
بوسه يعنی لذت از دلدادگی
لذت از شب , لذت از ديوانگی
بوسه يعنی حس طعم خوب عشق
طعم شيرينی به رنگ سادگی
بوسه آغازی برای ما شدن
لحظه ای با دلبری تنها شدن
بوسه سرفصل كتاب عاشقی
بوسه رمز وارد دلها شدن
بوسه آتش می زند بر جسم و جان
بوسه يعنی عشق من , با من بمان
شرم در دلدادگی بی معنی است
بوسه بر می دارد اين شرم از ميان
طعم شيرين عسل از بوسه است
پاسخ هر بوسه ای يك بوسه است
بهترين هديه پس از يك انتظار
بشنويد از من فقط يك بوسه است
بوسه را تكرار می بايد نمود
بوسه يعنی عشق و آواز و سرود
بوسه يعنی وصل جانها از دولب
بوسه يعنی پر زدن , يعنی صعود
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪
خداحافظ همين حالا همين حالا که من تنهام
خداحافظ به شرطي که نفهمي تر شده چشمام
خداحافظ کمي غمگين به ياد اون همه ترديد
به ياد آسموني که منو از چشم تو ميديد
اگه گفتم خداحافظ نه اين که رفتنت ساده ست
نه اين که مي شه باور کرد دوباره آخر جاده ست
خداحافظ واسه اين که نبندي دل به رويا ها
بدوني بي تو و با تو همينه رسم اين دنيا
خداحافظ خداحافظ
همين حالا
خداحافظ
٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪٪